شيخ علي دهواري يکم مردادماه 1339 در روستاي آسپيچ شهرستان سراوان در يک خانواده ي مذهبي ديده به جهان گشود. وي تحصيلات دوره ي ابتدايي خود را در مدرسه ي ابتدايي آسپيچ و دوره ي متوسطه را در شهر سراوان در سال 1359 به پايان رساندند و در کنار آن تعطيلات تابستاني را در حوزه ي علميه ي عين العلوم گشت به فراگيري علوم شرعي مي پرداخت و به دليل اشتياق وافر به علوم شرعي در سال 1360 پس از دريافت بورس تحصيلي از دانشگاه بين المللي مدينه منوره عازم سرزمين وحي عربستان سعودي گرديد.و7 سال از بهترين دوران زندگي خويش را در شهر رسول الله (ص) دانشگاه مدينه منوره به کسب فيض از علما و دانشمندان و اساتيد آن در رشته علم حديث با رتبه ممتاز از آن مرکز علمي فارغ التحصيل گرديد و از آنجايي که مدينه منوره محل رفت و آمد تمام انديشمندان جهان اسلام با افکار و انديشه ها، مذاهب و نحله هاي مختلف اسلامي بود با برخورد و ملاقات با آنان شناختي عميق از اسلام و مسائل اسلامي پيدا نمود و با تلاش و پشت کاري که داشت توانست از چشمه ي زلال کتاب و سنت آن، عطش علمي خويش را برطرف نمايد و سرانجام بعد از 7سال در درياي قرآن و سنت، سال 1367 با کوله باري از علم و دانش و تجربه براي خدمت به مردم به ايران بازگشت و بعد از گذراندن 2 سال خدمت سربازي دعوت به سوي توحيد و يکتاپرستي و سنت رسول الله(ص) در شهرستان سراوان آغاز نمود.

نامبرده چند سال امام جمعه و جماعت مسجد نور سراوان بود و از آن سنگر، به نشر و گسترش علوم ديني مي پرداخت. و همچنين مدتي استاد حديث مدرسه علوم ديني دارالعلوم زنگيان بود و در همين اثنا مسجد جامع صديق اکبر را در شهر سراوان با کمک تعدادي از ريش سفيدان پايه گذاري نمود. و به عنوان امام جمعه و جماعت اين مسجد مشغول خدمت گرديد و در سال 1380 مدرسه علوم شرعي دارالحديث امام بخاري را با کمک دوستان و همفکرانش پايه گذاري نمود. و ضمن سرپرستي، در آن مدرسه به تدريس پرداخت. با جمع آوري کمک هاي مردمي، مساجد زيادي بنا نمودند.

هم اکنون حدود 80 نفر در مدرسه دارالحديث امام بخاري مشغول به تحصيل مي باشند. او انديشمندي توانا بود که با اخلاص تمام در جهت احياي کتاب و سنت گام برمي داشت  و از اخلاق والايي برخوردار بود به همين دليل روابط اجتماعي خوبي داشت و فردي عابد بود و از راه تجارت و فروش لوازم يدکي امرار معاش مي نمود. او طبق سنت الهي مانند همه ي پيامبران، مصلحان و دعوتگران مورد تهاجم قرار گرفت. به او تهمت ها زدند، فحش ها و ناسزاها شنيد ولي مانند کوه، استوار ايستاد و راه دعوت را ادامه داد. دشمنان اسلام، اين شب پران کوردل که توانايي ديدن نور الهي را نداشتند به پست ترين روش که ترور باشد، پناه بردند. و بعد از نماز مغرب روز دوشنبه بيستم آبان ماه 87 هنگام بازديد از يکي از مساجد، سينه اي را که مملو ار قرآن و حديث بود، آماج گلوله ساختند و گل وجودش را پرپر کردند (انا لله و انا اليه راجعون) و اين گونه اين مرد خدا و طرفدار کتاب و سنت را که تمام عمرش صرف پخش و نشر فرهنگ اسلامي و مبارزه با بدعت ها و خرافات نمود ، به شهادت رساندند.

آري، ايشان در سن 48 سالگي نداي پروردگارش را به بهترين وجه لبيک گفتند و به سراي باقي شتافتند.

اميدواريم که خونش باعث آبياري درخت اسلام و قرآن و سنت شود و مايه يأس و نااميدي دشمنان اسلام گردد.